مسافران پايان مييابد و اين نشان ميدهد كه خود گيلبرت هم يك جهانگرد موسمي بوده است.
همچنين، در آن توصيفهاي جالبي از واگيرشناسي ديده ميشود، از جمله در خصوص جذام، آبله، و سرخك. گيلبرت نخستين كسي بود كه ماهيت واگيرداري آبله را شناخت. اهميت جراحي را در معالجهٴ سرطان تأكيد كرد. به مسافران نوشيدن آب مقطر و به مسافران دريا خوردن ميوه را توصيه كرد. قسمت جراحي كليات طب (پنجاه فصل) كاملاً از كتاب جراحي روجر سالرنويي تبعيت ميكند، ولي نه از كتاب رولاندو. بايد خاطرنشان كرد كه
كليات حاوي مقادير زيادي دستورالعملهاي جادويي و نامعقول هم هست.
كليات، يا به هر صورت منتخبات آن را يهودا بن سليمان ناتان به عبري ترجمه كرد (1362).
اگر بتوان مثل من گيلبرت را با رئيس دانشگاه مونپليه در سال 1250، يكي دانست، در اين صورت ميتوان تاريخ فعاليت او را معلوم كرد. ولي اين مطلب كاملاً اثبات نشده است. صحت انتساب يكي از آثار كوچك او كه مجموعهاي است از نسخهها با عنوان ((مجربات استاد گيلبرت رئيس مونپليه)) مشكوك است، با اين همه، بررسي شواهد دروني به تاريخ مشابهي ميانجامد.
گيلبرت از ريچارد وندووري و ابن رشد ياد ميكند: از كتاب طب عملي روجر تبعيت كرده، ولي نه از كتاب رولاندو؛ از سوي ديگر، در كتاب
گنجينهٴ مستمندان پدروي اسپانيايي از او غالباً نقل شده است. بنابراين مسلم است كه
كليات طب در اواسط سدهٴ سيزدهم، و بيشتر قبل از نيمهٴ سده، تأليف شده است. اين واقعيت كه گيلبرت را انگليسي ميناميدند ثابت ميكند كه او در خارج از انگلستان اقامت داشته است.
دربارهٴ آلفرد سارشلي ¿ مترجمان عربي به لاتيني، دربارهٴ مايكل اسكات و رابرت گروستست
¿ فصل فلسفه، دربارهٴ ويليام انگليسي ¿ فصل رياضيات.
و. ويلزي
معرف طب ويلز در قرون وسطا، يك سلسله متنهايي است كه آنها را پزشكان ميدفاي1 مينامند. بنابر روايتها، قديميترين اين متنها را در اواسط سدهٴ سيزدهم، شخصي به نام ريوالون2 نوشته است كه بزرگترين طبيب زمان خود و نخستين فرد از يك سلسله افرادي بوده كه نسل در نسل تا سدهٴ هجدهم، در ميدفاي طبابت ميكردند.
ارزش علمي اين آثار بسيار ناچيز است ولي از لحاظ قومشناسي اهميت زيادي دارند.